X
تبلیغات
مداد رنگی

مداد رنگی
ارائه گزارش از امورات جاری مرکز شماره 6 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
قالب وبلاگ

 

شبیه خودت هستی

 

نه مثل ساره ای و مریم، نه مثل آسیه و حوا

فقط شبیه خودت هستی، فقط شبیه خودت، زهرا!

 

اگر شبیه کسی باشی، شبیه نیمه شب قدری

شبیه آیه تطهیری، شبیه سوره «اعطینا»

 

شناسنامه تو صبح است، پدر تبسم و مادر نور

سلام ما به تو ای باران، درود ما به تو ای دریا

 

کبود شعله ور آبی، سپیده طلعت مهتابی

به خون نشستن تو امروز، به گل نشستن تو فردا

 

مگر که آب وضوی تو، ز چشمه سار فدک باشد

وگرنه راه نخواهی برد، به کربلا و عاشورا

 

                                                         علیرضا قزوه از کتاب عشق علیه السلام

   میلاد حضرت زهرا (س) و روز مادر مبارک 

 

 

 

 

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 9:59 ] [ مرکز6 ] [ ]

سعادت

سبزه زاری است

که تو هر جا بکاری

می روید

و تنهایی

از همان راهی بر می گردد

که تو از آن بروی

 

 

 بودنت به زندگیم آنقدر آرامش می بخشد که به گاه نبودن هایت، کم می آورم و خالی می شوم از چیزی به نام « زندگی» ...

در خانه ما همه چیز در توخلاصه می شود.

همه خوبی ها، همه مهربانی ها و همه صبوری ها...

دلم قرص است که تو هستی و همه چیز رو به راه می شود حتی در سخت ترین روزهای ممکن.

  دلم قرص است که تو دعا می کنی و هزار گره از زندگی ام باز می شود حتی در پیچیده ترین گرفتاری های ممکن!

و من به نفس حقت ایمان دارم که لحظه ای بی دعای تو، وا می پاشم...

لبخندت، اعتماد قدم های من می شود در این هزار راهه پر بیراهه و پناه همه خستگی هایم!

 

                                                               برگرفته از روزنامه همشهری- تاریخ 28/1/1393

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 10:3 ] [ مرکز6 ] [ ]

۲۵فروردین یک روز معمولی نیست. ۲۵ فروردین روزی است که یک اتفاق بزرگ و خوش یمن در خودش جای داده!

۲۵ فروردین روزیست معطر به نام عطار نیشابوری. ما هم به رسم همیشگی مان خواستیم به این شاعر پر آوازه ی خطه نیشابور عرض ادب کنیم و به او بگوییم دوستش داریم، به همین دلیل بخشی از فعالیت های کلاس های روزهای ۲۵ و ۲۶ فروردین را به معرفی شخصیت و آشنایی اعضا با اشعار فرید الدین عطار نیشابوری اختصاص دادیم.

 

[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ 11:27 ] [ مرکز6 ] [ ]

در تقويم رسمي كشور، روز 13 جمادي‌الثاني، روز تكريم مادران و همسران شهدا نام گرفته و علت اين نامگذاري اين است كه "ام البنين" همسر حضرت اميرالمومنين(ع) و مادر حضرت ابوالفضل العباس در چنين روزي روي در نقاب خاك پيچيد و از اين جهان كوچيد و در جوار رحمت حضرت حق آرميد. 

 تكريم مادراني كه به نداي پير و مراد خود، معمار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) لبيك گفته و زينب گونه در حماسه هشت سال دفاع مقدس با تشويق همسران و فرزندان برومند خود آنها را براي حضور در جبهه ها آماده و آنها را تشويق مي كردند.

 اگر ايثار و شهامت، شجاعت، صبر و استقامت اين شير زنان ايران زمين نبود، خدا مي دانست چه بر سر نهال نو پاي انقلاب مي آمد، اين دلاور زنان بودند كه فرزندان جوان و نوجوان خود را براي خط مقدم جبهه آماده مي كردند و براي دفاع از ولايت سينه سپر مي كردند تا يك وجب از خاك مقدس اين سرزمين در دست دشمن تا دندان مسلح نيفتد.

 

اگر حماسه همسران شهيدان كه بسياري از آنان نوعروس بودند، نبود معلوم نيست چه بر سر اين خاك مي آمد اما آنها مردان و همسران خود را همچون رباب، ليلا و زينب كبري براي حضور در خط مقدم جبهه تشويق مي كردند.

راستي چه روز مباركي را روز تكريم از اين شير زنان و دلاور زنان تاريخ در تقويم ناميده اند روز وفات زني كه پسران خود را سينه چاك برادر و مقتداي خود ساختند.

 

 

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 9:20 ] [ مرکز6 ] [ ]

شکوفه های بهاری تک به تک با دستهای بچه ها جان گرفتند و بر شاخه های هرس شده ی شمشادها نشستند.


 

 

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 9:18 ] [ مرکز6 ] [ ]

 

21 فروردین، سالگرد شهادت یکی از بهترین یاران انقلاب و دفاع مقدس بود. به همین مناسبت برای بزرگداشت مقام این شهید گرانقدر،  فعالیت معرفی شخصیت این هفته را به مرور رشادت ها و جانفشانی های ایشان اختصاص دادیم.

 

 

شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی ( متولد 23 خرداد 1323- شهادت 21 فروردین 1378) متولد روستای کبود گنبد شهرستان درگز استان خراسان رضوی، فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عضو شورای عالی دفاع بوده است.

 

 

وی یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود و پس از 32 سال خدمت در یگان های مختلف نیروی زمینی ارتش در تهران و در مقابل در منزلش به دست نیروهای مصلح سازمان مجاهدین خلق ترور شد.

 

جهت مطالعه و آشنایی بیشتر با این شهید گرانقدر به لینک مستقیم صفحه ویکی پدیا رجوع شود. امیر سپهبد علی صیاد شیرازی

 

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 8:28 ] [ مرکز6 ] [ ]

اولین شورای فرهنگی سال 93در روز بیستم فروردین با حضور مربیان مرکز خانمها همتی، وفا، غلامی و لاهوتی برگزار شد. در این جلسه ضمن بررسی مجدد فرمهای نیازسنجی مرکز، مربیان شیوه هایی خلاق و نو در ارتباط با فعالیت های مطرح شده در فرم های نیازسنجی بیان کردند. همچنین درباره شیوه های جدید جذب و پایداری اعضا و برنامه ریزی فعالیت های اردیبهشت ماه صحبت و تصمیم گیری شد.

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 10:23 ] [ مرکز6 ] [ ]

روز جهانی بهداشت 2014:

روز جهانی بهداشت در تاریخ 7 آوریل هر سال به مناسبت سالگرد تاسیس سازمان بهداشت جهانی در سال 1948 جشن گرفته می شود . از سوی این سازمان هر سال یک عنوان که بیانگر بر جسته ترین اولویت در عرصه بهداشت عمومی می باشد ؛ انتخاب می شود. این روز فرصتی را برای افراد جامعه جهت مشارکت در فعالیت هایی که منجر به  بهبود سلامت می شود فراهم می سازد.

 

شعار روز جهانی بهداشت 7 آوریل 2014 (18 فروردین 1393) " موجودات کوچک، تهدید بزرگ"  است

 

ناقلین موجودات زنده کوچکی مانند پشه ها، ساس ها و شپش ها، کنه ها و حلزون های آب شیرین می باشند، که می تواند یک بیماری را از فرد به فرد و جایی به جای دیگر منتقل نمایند. آنها می توانند سلامت ما را در خانه و در زمان سفر در معرض خطر قرار دهند. مبارزه جهانی ما در روز جهانی بهداشت سال 2014 ،  برروی برخی از ناقلین اصلی و بیماری هایی که آنها ایجاد می نمایند و آنچه که ما می توانیم برای محافظت از خودمان انجام دهیم ، تمرکز دارد .

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 11:36 ] [ مرکز6 ] [ ]

سالهاست که در کتابخانه ها حضور دارند اما کسی متوجه آنها نشده. شاید به این دلیل که همیشه به کار نمی آیند اما خدای نکرده اگر مکانی دچار آتش سوزی شود می توانند بسیار کمک کننده باشند به شرط  اینکه طریقه استفاده از آنها را قبلا آموزش دیده باشید.

کپسول های آتش نشانی همیشه بر روی دیوار مرکز نصب بودند و سال به سال هم برای شارژ آنها اقدام می کردیم اما همیشه این نگرانی وجود داشت که آیا در موقع نیاز قادر به استفاده از این کپسول ها هستیم؟!تا اینکه بالاخره چند روز پیش آقای مجید حق دین کارشناس ارشد علوم ارتباطات و مدیر دفتر تجهیزات ایمنی و آتش نشانی ایمن کار با آموزش چگونگی استفاده از این کپسول های آتش نشانی، مربیان و اعضا مرکز را با این امر مهم آشنا کردند.

 

 

 

و این هم نظر تعدادی از اعضا درباره ی این آموزش:

 

فرنوش بهرامی:

 نظر من درباره ی این کار آقای حق دین بسیار خوب بود و من توانستم یاد بگیرم که چه طور کپسول را روشن کنم و این کار بسیار به درد من می خورد و به من کمک می کند که اگر جایی آتش گرفت من آنجا را خاموش کنم. من از این کار آقای حقدین بسیار متشکرم.

 

مبینا شاهسوارانی:

 خوب بود چون اگر کپسول را در خانه داشتیم نمی دانستم که از آن چگونه استفاده کنم و این کار آقای حقدین خیلی کار خوبی بود چون به ما نحوه ی استفاده ی آن را یاد داد و من از این کار آقای حقدین بسیار متشکرم.

 

حدیث رجبی:

نظر من این است که خیلی خوب بود چون یاد گرفتم از آقای حقدین اگر جایی آتش گرفت چگونه آن را خاموش کنیم.

 

مهنا جلائی:

نظر من درباره ی این فعالیت این است که این کار هم از نظر علمی و هم از نظر جذابیت خوب است و من تا کنون این کار را انجام نداده بودم و از کودکی ام تا کنون در ذهنم بود که چگونه این کار را انجام می دهند و از آقای حقدین هم متشکرم که این کار که یکی از آرزوهای من بوده به من یاد داد.

 

رنا نجفی:

من همیشه فکر می کردم که این کار خیلی سختی است ولی وقتی انجام دادم بسیارراحت بود و من از آقای حقدین تشکر می کنم.

 

برای آشنایی بیشتر با این فعالیت به وبلاگ آقای حقدین سر بزنید.

لینک مستقیم: خدمات ایمنی و آتش نشانی

 

  

[ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ] [ 10:10 ] [ مرکز6 ] [ ]

جایتان خالی ،همه اینجا بودند ،عمو نوروز ،ننه سرما ،شکوفه ها ....

برنامه با سوره حمد شروع شد وسرود ملی جمهوری اسلامی ،

 

 

ازنوروز گفتیم وشناسنامه اش  ازدنیای پرازرمزوراز هفت سین حرف زدیم

 

 

بچه ها قصه عمو نوروز وخاله بهاررا درقالب نمایش خلاق برروی سن اجراکردند

 

 

مسابقه ماست خوری پرشورترین سکانس برنامه بود

 

 

ومسابقه تقلید صدای حیوانات یک قصه

 

 

خیال انگیزترین بخش برنامه قصه گویی بود

 

دراین میان خانم وفا لحظه های ماندگار رابه شکل عکس ثبت می کرد

 

اهدا جوایز  به دو نفر ازفعالترین اعضا مرکز دربخش بحث کتاب ازدیگر برنامه های این جشن بود.

 

اجرای بخش خوشمزه پذیرایی توسط اعضا وآقای کیشانی

 

درپایان زنگ فروش تخم مرغهای رنگی به صدا درآمد .قلب بچه ها می تپید برای کمک کردن ،خوشحال بودند که میتوانند دلی را شاد کنند ولبخند ی را برصورت دیگری بنشانند .

 

 

بافروش تخم مرغهای رنگی برای بچه ها ی نیازمند لباس تهیه کردیم

 

باشد که هم چنان فصل دوستی ها تداوم داشته باشد .

 

 

[ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ 14:15 ] [ مرکز6 ] [ ]

 

سال نو که نزدیک می شود، هرکس به فراخور حال خود به تکاپوی استقبال از سال نو می رود. در همین روزها هم مربیان و اعضا مرکز شماره 6 با تمام انرژی و عشق خود به خوش آمدگویی فصل بهار شتافتند.

 

 

رنگ کردن تخم مرغ های سفالی توسط اعضا و فروش آنها برای کمک به بچه های بی بضاعت، یکی ازکارهایی بود که خاطره ی قشنگش هیچ گاه از ذهن ما نمی رود

 

 

 

این حاصل کار دستان کوچکی ست که برای انجام کارهای بزرگ آماده می شوند.

 

سنت سبز کردن دانه های گندم به شیوه ی جدید یکی دیگر از برنامه های استقبال از فصل بهار بود که بسیار مورد توجه و علاقه ی اعضا نوجوان قرار گرفت.

 

 

اجرای طرح دیواری معرفی ایام با عنوان "سال نو مبارک" با مشارکت اعضا

 

آماده سازی جشن پایان سال با مشارکت اعضا ( لازم به ذکر است برای حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی این دکور بر روی مقواهای نقاشی شده ی اعضا که قابل استفاده و آرشیو نبود اجرا گردید)

 

 

 

آموزش ساخت عروسک هایی به شکل اسب در کلاس کاردستی.

 

 و تمرین نمایش خلاق وابسته به کتاب قصه ی عمو نوروز و خاله نوبهار که خود اعضا تغییراتی در داستان آن ایجاد کردند.

 

 

و این هم هفت سین خمیری یکی از اعضا.

 

 

[ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 ] [ 12:41 ] [ مرکز6 ] [ ]
 

این روزها باهمه برنامه هایی که داریم وباانجام تک تک اونها خودمون رو برای یک آغاز دوباره آماده می کنیم اما یادمون باشه که باید همیشه درهمین لحظه وبرای این لحظه زندگی کنیم .به نظرم درلحظه زندگی کردن یعنی عمل کردن به تمام توصیه های فریدون مشیری که به زیبایی درقالب شعر بیان شده پس یادمون باشه عمل کردن به تمامی این قرارها.

 

یاد من باشد فردا دم صبح

خواب را ترک کنم ،  زودتر بر خیزم
چای را دم بکنم

به پدر ، شاخه گلی هدیه دهم

بوسه بر گونه مادر بزنم

و پتو را آرام ، روی خواهر بکشم

تا که در خواب دلش گرم شود

و در ایوان حیاط ، سفره را پهن کنم
در جوار گل یاس ، در کنار دل غمدیده مادر ، آرام

نان و چایی بخورم ، برکت را بتکانم به حیاط ،

یا  کریمی بخورد

 

یاد من باشد فردا حتما ،

بگشایم در آن پنجره بر وسعت نور

نم اشکی بفشانم بر دل ، تا که دل نرم شود

قفس دل ببرم ، تا در آن وسعت سبز

مرغ دل ، تازه هوائی بخورد

شاید آنجا ، در آن باز کنم

بپرد مرغ دلم ، در هوای خوش دوست

یاد من باشد فردا

ساعت کوچک و آرام دلم کوک کنم

تا که با زنگ زمان

بشوم بیدار از خواب گران

و بیاد آرم تکلیف خودم

قبل از آن پرسش سنگین از من ، مشق لبخند کنم

قفل دل بردارم ، در دل باز کنم
به سلامی دل همسایه خود شاد کنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق
بنشینم دم در، چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ،
ببرد این دل ما را با خود
و بدانم دیگر ، قهر هم چیز بدی ست

سر صحبت را با آینه ، من باز کنم

به سر و روی دل آبی بزنم

پر کنم ساحت دل را از نور

نذر خوبی بکنم ، خرج شادی بدهم

کاسه کاسه بدهم مردم شهر

تا که این مردم خوب ، دلشان سیر محبت بشود

[ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ] [ 16:5 ] [ مرکز6 ] [ ]

درخت خانه ی ما

دوباره مو درآورد

نسیمی موی اورا

نوازش کردوبوکرد

 

ویک گنجشک کوچک

پرید ،آمد به سویش

تی تیک تیک وتی تیک تیک

کمی نوک زد به رویش

 

تی تیک تیک ،با نوکش داد

به اوهم بوسه ،هم ناز

جی جیک جیک وجی جیک جیک

برایش خواند آواز

 

به درخت نگاه کن ...

قبل ازاینکه شاخه هایش زیبایی نوررالمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس کرده است .

روز پنجشنبه پانزدهم اسفند ماه روز درختکاری واعضا یی که آمده بودند تادرجشن درختکاری حضور داشته باشند .همه برنامه هابه مناسبت گرامیداشت این روز قشنگ ویاداوری اهمیت آن توسط مربیان برنامه ریزی شده بود.

ابتدا با طرح سوالاتی توجه اعضا به  اهمیت درخت ودرختکاری وهمچنین محیط زیست درزندگی ما آدمها جلب شده ودرباره نقش انسانها درحفظ وتوسعه فضای سبز ودرختان بااعضا صحبت شد. درادامه درباره سفرهای نوروزی وکارهایی که لازم است به عنوان حافظان محیط زیست  درزمان حضور در طبیعت انجام دهیم گفتگو کردیم . 

 

 قصه این همه تلق وملق بچه ها رابه دوستی با درختان وتوجه بیشتر به آنها آشنا کرد.

 

کار ت پستال سازی برای درختان واهدا کارتها به درختان پارک توسط اعضا

 

 

 

 

 

 فعالیت ادبی با موضوع اگردرخت بودم ....

 

اگر درخت بودم از پرنده ها تشکر می کردم که حشرات را ازمن دور می کنند  .            

                                                                                                  شبنم دربندی

اگر درخت بودم از خدا تشکر می کردم که به ما برگ داده ومارا صاحب میوه کرده از  خدا تشکر می کردم که به ما کمک می کند که رشد کنیم .   مهدیس فتحی

اگر درخت بودم دعا می کردم هیچی از برگهام نریزه تا طبیعت بیشتر جلوه کنه . 

                                                                                           فاطمه زهرا حسنیان

اگر درخت بودم دوست داشتم فقط لانه پرندگان باشم .               نازنین شریفی

اگر درخت بودم همه ی میوه هام رو در اختیار پرنده ها می گذاشتم تا بیایند میوه بخورند وگرسنه نمانند .

                                                                                             شبنم دربندی

اگر درخت بودم حتما می گذاشتم نهالم را خانم وفا بکارند چون خیلی دوستشون دارم .

                                                                                           مهشید فراهانی

من دوست داشتم درخت گوجه سبز بودم تا همه ی بچه ها دور من جمع شوند وگوجه های من را بخورند .                                                                                فرنوش بهرامی

دوست داشتم یک درخت پرشکوفه بودم تا همه ی مردم از من عکس بگیرند.   

                                                                                            مهدیس صالحی

دوست داشتم یک درختی باشم که شاخه هایش رو به بالا باشد تا مردم روی من تاب  نیندازند .                                                                               مبینا شاهسوارانی

اگر درخت بودم به خاطر اکسیژنم از خدا تشکر می کردم  .                صدف نراقی

من دوست داشتم بلندترین درخت دنیا بودم تا به خدا نزدیک باشم وهمه ی دنیا را از بالا ببینم .                                                                                     مهدیس صالحی

من دوست داشتم اگر درخت بودم یک درخت روستایی باشم تا یک درخت شهری آخه این طوری حرص آلودگی رو نمی خوردم . 

                                                                                                 زهرا کنگرانی

 

درپایان باکمک  اعضاوآقای کیشانی دونهال سرو رادرفضای سبز نزدیک مرکز کاشتیم. 

 

 لازم به ذکراست مراسم گرامیداشت روز درختکاری درروز سه شنبه سیزدهم اسفند ماه برای اعضا کلاس سوم مدرسه فروغ دانش هم اجرا شد .

گفتگو درباره راههای حفظ ونگهداری درختان وسایر منابع طبیعی مثل آب

 

بازی با اشعار کتاب درخت خانه ی ما  به شیوه قافیه سازی 

کارت پستال سازی ونوشتن یک پیام  برای درختان

 

[ شنبه هفدهم اسفند 1392 ] [ 14:58 ] [ مرکز6 ] [ ]

چه قدر قشنگه که همه نزدیک سال نو که میشه خونه هاشونو تمیز می کنندو گرد وغباررو از روی همه جای خونه پاک می کنند .این تمیز شدن خونه خیلی حال آدمو عوض می کنه ومطمئنم خوندن دوباره شعر فردا ی زنده یاد فریدون مشیری حال دلمون رو هم بهتر می کنه .البته چون شعر فردا یه شعربلنده تصمیم گرفتم اونو توی چند پست بگذارم .

  

 

یاد من باشد فردا حتما ،

دو رکعت راز بگویم با او

و بخواهم از او ، که مرا در یابد
و دل از هرچه سیاهی ست ، بشویم فردا

روزن دل بگشایم بر عشق

تا که آن نور بتابد بر دل

تادلم گرم شود ، یخ دل آب کنم ، تا که دلگرم شوم

یاد من باشد فردا حتما ،

صبح بر نور سلامی بکنم

سیصد و شصت و چهار غفلت را ، من فراموش کنم
سینه خالی کنم از کینه این مردم خوب
و سلامی بدهم بر خورشید

گوش بر درد دل ابر کنم

تا که دل تنگ نباشد دیگر

و ببارد آرام

[ شنبه دهم اسفند 1392 ] [ 11:13 ] [ مرکز6 ] [ ]
 

مثل یک اوج مثل یک پرواز

مثل یک موج مثل یک دریا

مثل شورونشاط یک آغاز

 

مثل یک دوست مثل یک حامی

مثل پیک بهار وخنده عید

 انقلاب بزرگ اسلامی

 

مربیان واعضا مرکز شماره ۶ بااجرای برنامه های متنوع دهه مبارک فجر را گرامی داشتند .

 










































 

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ 14:52 ] [ مرکز6 ] [ ]

زندگی فقط توپ نیست

دروازه نیست

نه، زندگی از دید ما فقط نمی تواند فوتبال باشد و بازی

زندگی می تواند رفتن به کانون پرورش فکری باشد. آن هم در این روزهای سرد.

رفتن به کانون برای ما می تواند یک انرژی گرمایی باشد در این روزهای سرد. ما به کانون می آییم و می رویم روی سن و نمایش زندگی را اجرا می کنیم و لذت می بریم. ما به کانون می آییم و با کلمه ها دست دوستی می دهیم و کتاب می خوانیم و دانایی مان را آرشیو می کنیم. ما به کانون می آییم و افتخار می کنیم به سرزمین مان، فرهنگ مان و آن را معرفی می کنیم در قاب های رنگارنگ. ما به کانون می آییم و ورز می دهیم هم فکرمان و هم اشیا را و این می شود محصول خلاقانه ی دست هایمان و فکرهایمان. ما به کانون می آییم و فکرمان را می سازیم در آیینه ی هنری انیمیشن. ما به کانون می آییم و یاد می گیریم که با کلمه ها راه برویم، حرف بزنیم، خیالی شویم. و شعر می سازیم و داستان می فروشیم. ما به کانون می آییم تا فکر کنیم، یاد بگیریم. تا یاد بگیریم که فکر کینم، که کار کنیم، که لذت ببریم. ما به کانون می آییم تا زندگی کنیم تا آینده را بسازیم.

 

 

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 11:28 ] [ مرکز6 ] [ ]

سرودی را نمی شنوم

ایستگاه مهمان کلاغ هاست

و ثانیه ها در پر زدن

زمستان از دریچه های جهان آویزان است

       

آیلار حسن زاده

تهران

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 10:13 ] [ مرکز6 ] [ ]
معرفی کتاب رازهایی درباد سروده ی جعفرابراهیمی به شکل طرح دیواری

                                  بامشارکت اعضا نوجوان

برگزار ی کلاس نقاشی باموضوع نماز

[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 12:4 ] [ مرکز6 ] [ ]
همزمان باآغاز ماه بهمن ماه پیروزی انقلاب اسلامی وجهت  بزرگداشت این ایام مبارک مربیان مرکز شماره ۶ برنامه های ویژه ای را  درراستای حفظ وانتقال ارزشهای انقلاب به صاحبان آینده این مرزوبوم تدارک دیدند .

- برپایی جشن انقلاب (آذین بندی مرکز با اجرای کاردستیهای مرتبط )-دعوت ازمدارس -مسابقه شعار نویسی شعارهای انقلاب - درست کردن ماکت تظاهرات مردمی واجرای مسابقات شاد ومفرح

-برپایی مسابقات ادبی با عنوان پیروزی مثل....برای گروه سنی (ج)   وسرنوشت آن روز برای گروه سنی (د)

-معرفی کتب مربوط به انقلاب جهت برگزاری مسابقه کتابخوانی درروز جشن انقلاب

[ دوشنبه سی ام دی 1392 ] [ 12:35 ] [ مرکز6 ] [ ]

تا به دنیا آمدی ....

تابه دنیا آمدی

گل تو را تفسیر کرد

رنگ روی بت پرست

زرد شد ،تغییر کرد

 

تا به دنیا آمدی

کوچه ها آیینه شد

عشق تو مانند قلب

میهمان سینه شد

 

غنچه ی نامت شکفت

بوی خوب گل وزید

نغمه های دوستی

از لب بلبل وزید

 

آتش عشقت شکفت

از دل اتشکده

آسمان خوشحال باش !

چون محمد (ص)آمده

 

در آستانه فرا رسیدن میلاد پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد (ص) با اجرای فعالیت های متنوع به استقبال این روز مبارک رفتیم. 

اجرای طرح دیواری معرفی کتاب کتابشناسی پیامبر اعظم (ص) - گزیده ای از میان صدها کتاب منتشر شده پیرامون شخصیت پیامبر گرامی اسلام (ص)

 

اجرای طرح دیواری شعر با عنوان "تا به دنیا آمدی"

 

 جرای فعالیت کاردستی و آموزش نگارش نام مبارک پیامبر اکرم با خط معقلی.

 

[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ 17:0 ] [ مرکز6 ] [ ]

تو مرد ششم بود. درست در وسط رشته مروارید! مرد اعتدال و میانه روی. مردی که پیش تو مردانی زندانی می شدند. مزدی با ظاهری بسیار آراسته.

مردی که شهرتش به صداقتش بود. به تو می گفتند جعفر صادق ع! نام عجیبی بود. چرا که پدران تو و فرزندان تو همه صادق بودند، اما در صداقت تو انگار رازی بود که باید به زبان می آمد. تولدت مبارک.

[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ 14:57 ] [ مرکز6 ] [ ]

بچه که باشی دوست داری توی دنیای رنگارنگ مدادرنگی ها بچرخی !بچه که باشی دوست داری تا ته قصه ها بروی وببینی کلاغه آخر به خونه ش رسید یا نه !بچه که باشی دوست داری روی رنگین کمان سر بخوری وبیفتی روی یه عالمه بادکنک رنگی .

واما کودکان دوست داشتنی مرکز 6 همچنان در کلاس خلاقیت ونقاشی  از دنیای رنگارنگ خودشان لذت می برند .دنیایی پر ازرنگ ،دنیایی پر از مدادهای جادویی که آنها را به جزیره های هزاررنگ دعوت می کند  .همچنین  کودکان درکلاس خلاقیت به معنای واقعی خودشان هستند وتجربه می کنند تمام چیزهایی که برایشان لذت بخش  می باشد !بچه ها فکر می کنند و با دورریختنی ترین چیزها کاردستی درست می کنند وبه توانایی شان پی می برند ومثل بادکنکی قرمز در آسمان آبی به ذوق می آیند وپرواز می کنند .آنها در کلاس نمایش بازی می کنند ودرآن واحد بازیگری کوچک می شوند خوش ذوق وسرشار از توانایی . بچه ها قصه می گویند ،قصه می شنوند وخودشان قصه می شوند ،قصه ای به بزرگی یک اقیاوس واین اقیانوس را کسی هدایت نمی کند جز مربیان خوش ذوق کانون ،خانم ها ساره وفا وسمیرا لاهوتی .

امیدواریم روزهای رنگارنگ وپر ازذوق بچه ها با خانم لاهوتی و وفا  همچنان ادامه داشته باشد .

 

[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ 12:24 ] [ مرکز6 ] [ ]

 

محمد تقی در حدود 1186 در فراهان زاده شد

پدرش ، کربلایی محمد قربان ، آشپز و ناظر دستگاه قائم مقام فرهانی بود . مادرش ، فاطمه  ( فاطمه سلطان ) دختر استاد شاه محمد بنا اهل فرهان و شاغل در دستگاه قائم مقام بود

محمد تقی در خاندان قائم مقام و در میان فرزندان و برادر زادگان او رشد و نمو کرد . او کودکی و نوجوانی را در محیط دستگاه میرزابزرگ قائم مقام و پسرش میرزاابولقاسم قائم مقام - که هردو وزیر عباس میرزا شاهزاده اصلاح طلب ایرانی بودند - گذرانددر واقع امیر میهن دوستی و استقلال طلبی را از عباس میرزا و دو وزیر بلند آوازه اش آموخت .

امیر خیلی زود در آن محیط فضل و ادب و سیاست ، پیشرفت کرد و فن نویسندگی را آموخت استعداد و هوش بالای امیر از چشمان تیزبین قائم مقام پنهان نماند که سبب پیشرت های بسیاری در آینده برای امیر شد

زندگی نامه امیر کبیر

پس از گذراندن دوره های تحصیل و مسئولیتهای  کم اهمیت در سال  1207 به همراه هیاتی به سرپرستی  خسرومیرزا برای عذرخواهی از واقعه قتل گریبایدوف در ایران راهی روسیه شد  .  وظیفه امیر در این سفر  سیاسی  منشیگری و ارسال گزارش عملکرد هیات برای قائم مقام بود این سفر از  1/ 1208  تا  12/1208 طول کشید

حدود اوایل  1216  به مقام وزارت نظام اذربایجان - که مهمترین شهر آن دوران بعد از تهران بود --  منصوب شد و در ماه مهر همان سال  به همراه ناصرالدین میرزا ولیعهد و امیرنظام رنگنه برای ملاقات با امپراتور روسیه به ایروان رفت .

در اردیبهشت 1222 از سوی دولت ایران مامور شرکت در کنفرانس ارزنۀ الروم شداین کنفرانس که با حضور نمایندگان روس و انگلیس در کشور عثمانی برگزار می شد مامورین داشت که به اختلافات و نبردهای ریشه دار بین دوکشور ایران و عثمانی خاتمه دهد  او در این ماموریت تسلط خود را به امور سیاسی   به خوبی نشان داد و مورد تحسین نمایندگان سیاسی روس و انگلیس قرار گرفت  نتیجه این کنفرانس که به عهندنامه ارزنۀ الروم بود  در حقیقت اولین دست پخت سیاسی امیر بود که یک نگاه ساده به این عهد نامه و عهد نامه های پیشین نشانگر میزان تسلط امیر بر امور ساسی را نمایانگر میسازد و نشان میدهد که تا چه اندازه فکر استقلال این کشور پهناور را در سر میپرورانده است .

 هنگامی که محمد شاه قاجار در 13 شهریور  1227  برابر با 4 سپتامبر 1848 در گذشت او مقدمات سفر ناصرالدین میرزا را به تهران فراهم کرد .  او در ابتدا با فراهم نمودن مبلغ 30 هزار تومان از بازار تبریز به همراه سربازان موجود در تبریز که حدود 30 هزار نفر بودند به سمت تهران به راه افتاد و لیاقت امیر در امر آراستن و رهبری سپاه سبب شد تا در محلی به نام چمن توپچی از سوی شاه جدید به لقب امیر نظام ملقب گردد .

شاه شب شنبه  28 مهر ماه 1227 در تهران بر تخت سلطنت جلوس کرد و در همان شب امیر نظام را به عالیترین لقب و منصب کشوری یعنی اتابک اعظم  ملقب کرد و از این تاریخ بود که در واقع امیر  شخص اول مملکت و مسئول امور کشوری و لشکری شناخته شد

  مضمون دسخط شاه به امیر چنین بود :

ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم  و شما  را مسئول هر خوب و بدی که اتفاق افتد میدانیم همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم ، کمال اعتماد و وثوق داریم و به جز شما به هیچ شخص دیگری چنین اعتقادی نداریم وبه همین جهت این دست خط را نوشتیم


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم دی 1392 ] [ 12:25 ] [ مرکز6 ] [ ]

 

یه روز سفید برفی واعضایی که ازصبح برای برف بازی لحظه شماری می کردند .بالاخره ساعت 11 شد وبااعضا برای برف بازی بیرون ازمرکز رفتیم .جاتون خالی کلی برف بازی کردیم وبعدش هم یه آدم برفی خوشگل درست کردیم .

 

                           خدایا شکرت برای این برف زیبا

و برف بازی پسر ها بعد از تمرین نمایش

 

[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 ] [ 12:43 ] [ مرکز6 ] [ ]

خوشبختانه پس ازبازدید مدارس ازنمایشگاه هفته کتاب وآشنایی

دانش آموزان واولیا مدارس با فعالیتهای متنوع کانون بسیاری ازمعلمان

باعضوکردن دانش آموزانشان برای حضور مستمردرکانون داوطلب شدند .

 

 

[ چهارشنبه ششم آذر 1392 ] [ 8:21 ] [ مرکز6 ] [ ]

  بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارند

بعد چشمشون به یه گردو می افته

دولا میشن تا گردو رو بردارن
الماسه می افته تو شیب زمین

قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره
میدونی چی می مونه؟
یه آدم...،یه دهــــــن بـــاز....،یه گـــــــردوی پـــــوک...و یه
دنیـــــا حســـــــرت در سیستم آموزشی ما از همان کودکی به ما آموخته اند که رمز خوشبختی "موفقیت"
است نه "شاد" بودن امروز به این جمله «جان لنون» برخوردم که شرح حال ماست. شما چه فکر میکنید؟

زمانی که به مدرسه رفتم از من پرسیدند: که وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره
بشوی. من پاسخ دادم "خوشحال"

آنها به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشدم و من به آنها گفتم این شما
هستید که مفهوم زندگی را متوجه نشدید

زندگی،یک نعمت است

از آن لذّت ببرید

آنرا جشن بگیرید،

زندگانی : یک گذر است

نه یک ماندن

ممنون از آقای حقی برای ارسال این ایمیل زیبا. از آنجا که متن ایمیل زیبا بود ما تصمیم گرفتیم با به اشتراک گذاشتن آن این ریبایی را با اعضای خوبمان تقسیم کنیم.

[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 10:27 ] [ مرکز6 ] [ ]

 

 

[ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 ] [ 11:31 ] [ مرکز6 ] [ ]

 

 

 

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 12:2 ] [ مرکز6 ] [ ]
 

 

 

[ دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 ] [ 11:47 ] [ مرکز6 ] [ ]


 


[ دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 ] [ 8:14 ] [ مرکز6 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مرکز شماره 6 اراک واقع در شهر صنعتی منطقه 4 میباشد.
این مرکز فعالیت فرهنگی و هنری خود را در سال 1383 آغاز نموده است.
مسئول مرکز : لیلی همتی
مربی فرهنگی : ساره وفا
مربی هنری : سمیرا لاهوتی
مربی ادبی : زهرا غلامی
امیدواریم همه ی ما یتوانیم در کنار هم کودکان و نوجوانان عزیز سرزمینمان را با برنامه های پر بار فرهنگی و هنری به ثمر برسانیم!!
امکانات وب